تبليغاتX
یک سبد آشفتگی ناب
غریبه و غربت
 متن کامل قانون جدید امور گمرکی مصوب 1390
قانون جدید امور گمرکی تصویب شد.

برای دریافت اینجا کلیک کنید

|+| نوشته شده توسط س.م . ت در دوشنبه پنجم دی 1390  |
 رهبر و راهنما
لشگری از گوسفندان که یک شیر هدایتشان کند می توانند بر لشگری از شیران که یک گوسفند رهبری آنرا در اختیار دارد پیروز شوند.....


|+| نوشته شده توسط س.م . ت در سه شنبه هجدهم مرداد 1390  |
 ( Slow Food )
به نقل از سایت الف :

نهضت آهستگی در مقابل فست فود
چاپ ارسال به رفقا
۰۴ دي ۱۳۸۹
١٨ سال پيش من در شرکت سوئدى ولوو Volvo استخدام شدم. کار کردن در اين شرکت تجربه جالبى براى من به وجود آورده است. اينجا هر پروژه‌اى حداقل ٢ سال طول مي‌کشد تا نهايى شود، حتى اگر ايده ساده و واضحى باشد. اين قانون اينجاست. جهانى شدن (Globalization) باعث شده است که همه ما در جستجوى نتايج فورى و آنى باشيم. و اين مشخصاً با حرکت کند سوئدي‌ها در تناقض است.

آن‌ها معمولاً تعداد زيادى جلسه برگزار مي‌کنند، بحث مي‌کنند، بحث مي‌کنند، بحث مي‌کنند و خيلى به آرامى کارى را پيش مي‌برند. ولى در انتها، اين شيوه هميشه به نتايج بهترى مي‌انجامد. به عبارت ديگر:

1- سوئد در حدود  450000  کيلومتر مربع وسعت دارد.
2- سوئد حدود 9 ميليون جمعيت دارد.
3- استكهلم، پايتخت سوئد كه به پايتخت اسكانديناوي نيز مشهور است حدود  78000 نفر جمعيت دارد.
4- ولوو، اسکانيا، ساب، الکترولوکس و اريکسون برخى از شرکت‌هاى توليدى سوئد هستند.

اولين روزهايي كه در سوئد بودم، يکى از همکارانم هر روز صبح با ماشينش مرا از هتل برمي‌داشت و به محل کار مي‌برد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى. ما صبح‌ها زود به کارخانه مي‌رسيديم و همکارم ماشينش را در نقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک مي‌کرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند ولوو با ماشين شخصى به سر کار مي‌آمدند.

روز اول، من چيزى نگفتم، همين طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم:  آيا جاى پارک ثابتى داري؟ چرا ماشينت را اين قدر دور از در ورودى پارک مي‌کنى در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟
او در جواب گفت: براى اين که ما زود مي‌رسيم و وقت براى پياده‌رفتن داريم. اين جاها را بايد براى کسانى بگذاريم که ديرتر مي‌رسند و احتياج به جاى پارکى نزديک‌تر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو اين طور فکر نمي‌کني؟
" ميزان شرمندگى مرا خودتان حدس بزنيد! "
اين روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته ( Slow Food ). اين جنبش مي‌گويد که مردم بايد به آهستگى بخورند و بياشامند ، وقت کافى براى چشيدن غذايشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سريع (Fast Food ) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد قرار مي‌گيرد. غذاى آهسته پايه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بيزنس طرح شده و يک "اروپاى آهسته" ناميده شده است. اين جنبش اساساً حس شتاب و ديوانگي به وجود آمده بر اثر نهضت جهانى شدن را زير سوال مي‌برد. نهضتى که کميّت را جايگزين کيفيت در همه شئون زندگى ما کرده است.
مردم فرانسه با وجودى که ٣٥ ساعت در هفته کار مي‌کنند امّا از آمريکائي‌ها و انگليسي‌ها مولّدترند .
آلماني‌ها ساعت کار هفتگى را به 28/8 ساعت تقليل داده‌اند و مشاهده کرده‌اند که بهره‌ورى و قدرت توليدشان ٢٠% افزايش يافته است.
اين گرايش به آهستگى و کندکردن جريان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمريکائي‌ها را هم جلب کرده است. البته اين گرايش به عدم شتاب، به معنى کمتر کارکردن يا بهره‌ورى کمتر نيست. بلکه به معنى انجام کارها با کيفيت، بهره‌ورى و کمال بيشتر، با توجه بيشتر به جزئيات و با استرس کمتر است. به معنى برقرارى مجدّد ارزش‌هاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بيشتر است. به معنى چسبيدن به حال در مقابل آينده نامعلوم و تعريف نشده است. به معنى بها دادن به يکى از اساسي‌ترين ارزش‌هاى انسانى يعنى ساده زندگى کردن است.

هدف جنبش آهستگى، محيط‌هاى کارى کم تنش‌تر، شادتر و مولّدترى است که در آن‌، انسان‌ها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت مي‌برند. اکنون زمان آن فرا رسيده است که توقف کنيم و درباره اين که چگونه شرکت‌ها به توليد محصولاتى با کيفيت بهتر، در يک محيط آرامتر و بي‌شتاب و با بهره‌ورى بيشتر نياز دارند، فکر کنيم.

× بسيارى از ما زندگى خود را به دويدن در پشت سر زمان مي‌گذرانيم امّا تنها هنگامى به آن مي‌رسيم که بر اثر سکته قلبى يا در يک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسيدن به سر قرارى، بميريم.

× بسيارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود در آينده هستيم که زندگى خود در حال حاضر، يعنى تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش مي‌کنيم.

× همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختيار داريم. هيچکس بيشتر يا کمتر ندارد. تفاوت در اين است که هر يک از ما با زمانى که در اختيار داريم چکار مي‌کنيم. ما نياز داريم که هر لحظه را زندگى کنيم.
به گفته جان ‌لنون، خواننده معروف: زندگى آن چيزى است که براى تو اتفاق مي‌افتد، در حالى که تو سرگرم برنامه‌ريزي‌هاى ديگرى هستى.

* به شما به خاطر اين که تا پايان اين مطلب را خوانديد تبريک مي‌گوئيم. بسيارى هستند که براى هدر ندادن زمان، از وسط مطلب آن را رها مي‌کنند تا از قافله جهانى شدن عقب نمانند.
 
 
|+| نوشته شده توسط س.م . ت در یکشنبه پنجم دی 1389  |
 نظر بر آنچه نوشتیم
سلام یه دوستی واسه پست قبلی نظر گداشته بود جالب بود. گفتم عینا ذکر کنم شاید کسی که از خوندن متن من نا امید شده باشه از این امید وار بشه آخه من یکم بیشتر از بقیه عینک بد بینی دارم

البته حرف من این بود که بیایم اصل و بها بدیم و اصل رو بیان کنیم و اصل رو یاد بدیم نه اینکه خودمون منبع گسترش فرع ها باشیم و اونارو بزرگ کنیم :


"داشتم یه برنامه میدیدم، مجریش به یه عمامه به بسری گفت : مردم میگن جوونای ما 10 روز محرم میرن حسینه و غیره و غیره...همین که محرم تموم میشه دیگه اصلا خبری از هیچیییی نیست... !!!

-جواب داد : محرم مثل بهار میمونه، درختا تو زمستون میشن یه شاخه خشک
اما بهار که میشه معلوم میشه کدومشون هنوز ریشه سالم دارن، آخه ریشه داراش دوباره بار میدن اما از پایه خشک ها ، خشک میمونن
حتی اگه به ریا، به ظاهر یا هر چیز دیگه ای هم صدای ضبط ماشین از گوپس گوپس کم میشه و ده روز آدمی زادی زندگی میکنه اشکال نداره
هدف حسین همین بود
که حد اقل یک دقیقه آدم باشیم
ریش و پیراهن مشکی هم واسه اونی که موهاش رو به خدا ربنا میگفته و تی شرت کوتاه می پوشیده که آرم کمربندش معلوم باشه خودش یه دنیا میارزه به یه دنیا
یه چیز جالب چند روز پیش شنیدم گفتم خدارو شکر
یه جایی بحث اعتیاد بود، به اینجا رسید که از چند نفر شنیده شده ترک کردیم چون پاکی مده همون فشن خودمون
اگه بخاطر اینم پاک شده باشه باز دمش گرم که همت کرده پاک شده
بهشت به بها داده میشه نه بهانه
مهم نیست چرا....
اگه به خاطر ظاهر هر کدون از ما، یکی پا شد و تغییر کرد ایوالله داریم
اگه یه قطره اشک واسه خود حسین (ع) ریخته بشه، اون دنیا میشه سیلی که آتش رو سرد میکنه
شاید تو کل این جمعیت یکی تونست با یه قطره اشکش آخرتش رو بخره ، بده ؟
فرصت ها همیشه داده نمیشن
باید غنیمت دونست
اینو وقتی حس میکنی که یه ارمنی روضه حضرت ابوالفضل رو تو خونش راه میندازه
وقتی درک میشه حس کنی ماموری که ماموریتی رو انجام بدی
اینو یادم رفت ...
همه نوحه خونا و روضه خونا مثل هم نیستن
همشون راه درآمدشون نیست
خیلی هاشون براشون سود که نداره هیج، ضرر هم داره
اما نذر عشقشون ، میرن و یه دونگ صداشون رو واسه هیئات عاشقا میزارن که شاید اون یه نفری که گفتم از صداشون وصل بشه به معرفت "

|+| نوشته شده توسط س.م . ت در جمعه سوم دی 1389  |
 یزیدیان دائیه دار عاشورا

محرم آمد.

باز هم خیمه های عذای سالار شهیدان پرپا شده.

باز هم همه بر سر و سینه می کوبن

بازهم همه رخت سیه بر تن می کنن .

ریشها نتراشیده و بلند دیده می شه.

موسیقی ها یا قطع می شن و یا سوزناک شدن.

اما چرا

همه می گن به احترام امام حسین (ع)

یعنی به احترام امام حسین ریشت رو نمیزنی ؟

پس حتما اصلاح ریش در کل یه نوع بی احترامیه!!!!!

نمی دونم

حرف خیلی دارم که بخوام بگم

این همه زنجیر زدن و توی سر و کله هم زدن تا وقتی که نفهمی قیام عاشورا چرا شکل گرفت معنی نمیده...

اگر فهمیدی دیگه توی یا دیگه توی سر خودت نمیزنی ویا اگر هم بزنی به خاطر حماقتت تا الان محکم تر می زنی.

یه عکس جالب توی فتو بلاگ سپنترا دیدم

من به خانم های ژیگول توی عکس کاری ندارم

این آقا رو نگاه کنید با چه قدرتی داره زنجیر می زنه؟

با چه خلوصی به خودش صدمه میزنه!

اونم با چه تی شرت قشنگی!!!!!

حرفم اینه ما نمیدونیم چی کار می کنیم

نمی فهمیم چرا اینکارا رو می کنیم

بعضی وقتها یه سری آدم کم سواد که یه کم صدا دارن می رن روی منبر و واسه ما می شن حجت!

حرفهای صد تا یه غاز می زنن و همه تلاششون رو می کنن تا ادم ها رو از ته دل بسوزوننن و توی این را از هیچی هم دریغ نمیکنن!

از آبروی اهل بیت !

از دروغ و دغل بازی و چرت و پرت

: " بگم یا نه ؟ ، حالا آماده شدی تا خط بعدی رو بخونم ....

  های های های . نه این صدای این جمعیت نیست به خدا ...

    علی و فاطمه دم در وایسادن ....

 سادات منو ببخشن .....

 بگم یا نه ؟"

آخه اینا چه دردی از منو تو دوا می کنه؟

قیام عاشورا رو گاندی بدون گریه و زاری و ناله درک کردو هند رو نجات داد. با اینکه مسلمون نبود.

اول خط نوشتم "یزیدیان"

خودم هم جزوشونم

هر جا قدم میزاری رنگ و ریا بیداد می کنه :

" تکیه زیبا تر از بقیه باید باشه "

" غذا خوب بدین "

" حتما از بلندگوهای خارجی استفاده کنین"

" جمعیت جم کنین از هیئت فلانی بیشتر بشیم "

" فلانی و دعوت کنیم تا آدمای بیشتری بیان اینجا"

یعنی همه چیز فراهم بشه تا خود نمایی کامل باشه

اما امام حسین و تفکراتش و قیامش کو.....؟

اینه که میگم " یزیدیان دائه دار عاشورا"

تازه ادعامون هم می شه مسلمونیم و شیعه و عاشق امام حسین.

پای منبر یه عده بی سواد می شینیم و اونام هرچی دلشون می خواد به خورد ما میدن و ما رو به اون طرفی که دوست دارن می برن

آخه نونشون توی این برنامه هاست

از این دین و آئیین نون در می آرن

یک جمله از تفکرات امام رو نمیگن ولی تا دلت  بخواد از بی آب علی اصغر می گن

از تنهایی رقیه خاتون میگن تا دلت کباب بشه .....

وقتی 1 ساعت روضه و عذا داری و گوش می دی حتی داستان شهادت امام حسین رو هم نمتونی بفهمی از بسکه ار این جا به اونجا می پرن و یا به قول خودشون گریز می زنند.

گفتم حرف زیاد دارم ولی ای کاش...

ای کاش خودش کاری کنه دیگه از یزیدیهای زمونه نباشیم

حتی اگر دائیه کربلاو عاشورا رو هم نداریم حد اقل یزیدی نباشیم

" اگر دین ندارید لااقل آزاد مرد باشید "

یا ابا عبدالله ادرکنی


|+| نوشته شده توسط س.م . ت در سه شنبه بیست و سوم آذر 1389  |
 نامه بی نقطه
نوشته اي كه ذيلا از نظر خواننده گرامي مي گذرد نامه اي است كه مرحوم ميرزا محمد الويري به مرحوم احمدخان امير حسيني سيف  الممالك فرمانده فوج قاهر خلج رقمي داشته كه شروع تا خاتمه نامه  تمام از حروف بي نقطه الفبا انتخاب و در نوع خود از شاهكارهاي ادب زبان پارسي به شمار مي آيد. انگيزه نامه و موضوع آن قلت در آمد و كثرت عائله و تنگي معيشت بوده است. اين نامه در زمان ناصرالدين شاه  بوده :

بسمه تعالي

  سر سلسله امرا را كردگار احد، امر و عمر سرمد دهاد. دعا گو محمد ساوه ای در كلك و مداد ساحرم و در علم و سواد ماهر. ملك الملوك كلامم و معلم مسائل حلال و حرام. در كل ممالك محروسه اسم و رسم دارم. درهرعلم معلم و در هراصل موسسم .در كلك عماد دومم درعالم، درعلم وحكم مسلم كل امم سرسلسله اهل كمالم اما كوطالع كامكار و كو مرد كرم؟

دلمرده آلام دهرم. كوه كوه دردها در دل دارم. مدام در دام وام،  و علي الدوام در ورطه آلام دهرم هر  سحر و مسا در واهمه و وسواس كه مداح که گردم و كرا واسطه كار آرم كه مهامم را اصلاح دهد و دو سه ماهم آسوده دارد. مكرر داد كمال دادم و  در هر مورد مدح معركه ها كردم. همه گوهر همه در، همه لاله همه گل، همه  عطار روح همه سرور دل، اما لال را  مكالمه و كررا سامعه و كور را مطالعه آمد. همه را طلا سوده در محك ادراك آورده احساس مس كردم و لامساس گو آمدم. اما علامه دهرم، ملولم و محسود و عوام كالحمار محمود و مسرور ... لا اله الا الله  وحده وحده دلا در گله مسدود دار در همه حال  كه كارهاي همه عكس مدعا آمد  علاوه همه دردها و سرآمد كل معركه ها عروس مهر در آرامگاه حمل در آمد. عالم و عام لام و كرام، صالح و طالح، صادر و وارد، كودك و  سالدار، گدا و مالدار، همه در اصلاح اهل و اولاد و هر كس هر هوس در معامله و سودا دارد آماده و  اطعمه و هر سماط گرد آورده، حلوا و  كاك، سركه و ساك، كره و عسل، سمك و حمل، گرمك و كاهو، دلمه و كوكو، امرود و آلو، الي كلم كدو، همه در راه، مكر دعاگو كه در كل محرومم و  در حكم كاالمعدوم. اگر موهوم و معلول معدل سه صاع و دو درم ارده گردد حامد و مسرورم. مگر كرم سر كار اعلي كه سرالولد و سرالوالد در او طلوع كرده و دادرس آمده، درد ها دوا، وامها ادا و كامها روا  گردد.

   له طول عمر كطول المطر سواء له الدرهم، و كه المدر  دهد مرد را كام دل كردگار همه  عمر آسوده و كامكار دل آرا همه كار و كردار  او ملك در سما مادح كار او  طول الله عمره و دمره حاسده،  هلك اعدانه، اعطه ماله، اصلح  احواله و اسعد اولاده مدام  السماء

|+| نوشته شده توسط س.م . ت در جمعه بیست و هشتم آبان 1389  |
 فقر

فقر

 

ميخواهم  بگويم ......

فقر  همه جا سر ميكشد .......

فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني  هم  نيست ......

فقر ، چيزي را  " نداشتن " است ، ولي  ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست  .......

 فقر  ،  همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......

 فقر ،  تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......

فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....

فقر ،  همه جا سر ميكشد ........

            

   فقر ، شب را " بي غذا  " سر كردن نيست ..

 

                 فقر ، روز را  " بي انديشه"   سر كردن است

                                                                              دکتر شريعتي
|+| نوشته شده توسط س.م . ت در یکشنبه بیست و سوم آبان 1389  |
 آزمون حق العمل کاری
می گن امسال احتمال داره این آزمون برگزار بشه

یه لینک دیدم براتون می زارم بین نگاه کنین :

آزمون حق العمل کاری

|+| نوشته شده توسط س.م . ت در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389  |
 
سلام یه عکس جالب

به سمت ایستادن همه دقت کنید. قبله کم کم دوره حوض می چرخه

اینم از اون نون به نرخ روز خوری ما ایرانی هاست

هر جور دنیا بچرخه دین و اعتقاد ما هم می چرخه

|+| نوشته شده توسط س.م . ت در شنبه سوم مهر 1389  |
 مرداد با یاد حسین پناهی
ساده بود

کارش جذاب و زیبا بود . اما ساده

همیشه دوست داشتنی بود

اما در مرداد 6 سال پیش رفت .

حسین پناهی در جایی نوشته بود :

قبر مرا نیم متر کمتر گود کنید تا50 سانت به خدا نزدیک تر باشم .

بعد از مرگم انگشت های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت نگاری قرار دهید.

به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبد شکافی کند . به آن مشکوکم

ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند .

عبور هر کونه کابل برق، تلفن ، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است .

بر قبر من پنجره بگزارید تا هنگام دل تنگی ، گورستان را تماشا کنم .

کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید ، شاید آنجا هم لازم شد .

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند .

روی تابوت من بنویسید : این عاقبت کسی که ز گهواره تا گور دانش بجست

دوست ندارم مردم مردم قبرم را لگد مال کنند . در چمنزار خاکم کنید .

کسانی که زیر تابوت مرا می گیرند ، هم قد باشند .

گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید ثواب دارد

در مجلس ختم من گاز اشک آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.

از اینکه نمی توانم در مجلس ختم خودم حضور یابم قبلا پوزش می طلبم .


خدایش بیامرزد ......

|+| نوشته شده توسط س.م . ت در دوشنبه هجدهم مرداد 1389  |
 همه چی آرومه .... من چقدر خوشحالم
ایران، هشتاد و یکمین کشور شاد دنیا!

این تیتر یک مطلب از سایت تابناک بود که یک تحلیل انجام شده در دنیا رو بیان کرده بود

نم یدونم از اینکه بالاتر از ژاپن هستیم باید خوشحال باشیم یا اینکه توی نقطه 81 هستیم

باید ناراحت باشیم

لااقل اگر ژاپنی ها شاد نیستن اما قانع هستن، متمدن هستن،بافرهنگ هستن، کاری هستن، سخت کوش هستن و ......

ولی ما کلا .....

البته یادمون نره که اینجا : همه چی آرومه ......

" از بس حلوا حلوا کردیم دهنمون شیکرک زده والا "

اینم لینک این خبر خودتون بخونین تابناک"


|+| نوشته شده توسط س.م . ت در شنبه نهم مرداد 1389  |
 یک عکس جالب
سلام

یه عکس جالب دیدم توی سایت تابناک

تاریخش رو نم یدونم ولی به هر حال جالبه

|+| نوشته شده توسط س.م . ت در چهارشنبه سی ام تیر 1389  |
 گذر عمر
سلام

خیلی وقته که دیگه چیزی ننوشتم

ببخشید

این روزا دلم خیلی گرفته

کلا حالم خوب نیست

مثلا چند روز مرخصی گرفتیم که استراحت کنیم که اونم نشد

دلم می خواد برگردم به 6-7 سال پیش تا دوباره شروع کنم

شاید از زندگی و وقتم بهتر استفاده کنم و بیبشتر بیاموزم

این چند روز تنها چیزی رو که خیلی خوب دیدم و حس کردم گذر سریع عمر بود

و جالب این بود که ندیدم کسی براش اهمیت قائل بشه

حتی و قتی خبر مرگ کسی رو هم میشویم یکم افسوس برای فرد مرحوم ، یه تسلیت و بعد هم فراموش می کنیم .

و حتی به این فکر نمی افتیم که کی و چه وقت نوبت ماست .!!!!!!

انگار اصلا ما قرار نیست بمیریم

شاید اگر یکمی به فکر مرگ باشیم از وقتمون بیشتر و بهتر استفاده کنیم .

موفق و پیروز باشید .

|+| نوشته شده توسط س.م . ت در دوشنبه بیست و یکم تیر 1389  |
 ماشین داماد

love_car.jpg

 

بدون شرح
|+| نوشته شده توسط س.م . ت در پنجشنبه سوم تیر 1389  |
 کشتی نوح پیدا شد !
سلام

یه مطلب خوب توی سایت سه نقطه پیدا کردم و براتون گذاشتم :

دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد.


۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود. 

به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای کار آنها باشد: 

«زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد. 

از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۷۸، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد. 

 بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع ۱۸۹۰ متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟… آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟» 

keshti_nooh.jpg
تصوير ران ويت درپارك ملي كشتي نوح 

طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود. بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد. 

وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند. 

 

 پارك ملي كشتي نوح 

تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید؟ 
داستان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند. 
  

تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی 
 
اینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟ باید کار جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید انجام می شد. 
…خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد.. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها و بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است… 
  
کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی 
آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید کرده است. باستان شناسان با کشف رگه ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتی بکار رفته اند. 


keshti_khotoot.jpg
نوارهاي مشخص شده خطوط آهني با آرايش منظم اسكلت كشتي مي باشد.. 

تصویر برداری های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست. و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه۳۷) 

 
keshti_radar_eskan.jpg

 تصوير رادار اسكن از كشتي نوح 

به نظر می رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می کند. 

اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکاررفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می کند. 

 در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود. 

کشف یک لایه غلافی و کپسولی شکل در داخل کشتی از این جمله بود که در واقع کشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می کرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی کشتی، حفره ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه ای را تأیید کرد. در این آزمایشها که به «رادار اسکن» یا «اسکن های راداری» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه ای بزرگ که هر کدام چهار متر و ۲۰ سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یک از آنها کمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیکی تنها در ورودی کشتی وجود داشته اند. در یکی از آزمایشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگری ترکیه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشکیل شده است. این سه لایه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبیده بودند. 

 


keshti_baghaya_4.jpg
keshti_baghaya_3.jpg
keshti_baghaya_2.jpg
keshti_baghaya_1.jpg
قطعات كاملاً سنگي شده از قسمتهاي چوبي كشتي كه آثار حجاري و برش خوردگي دارند. 

در سال ۱۹۹۱، یک عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقایای کشتی کشف شد. تجزیه و تحلیل ترکیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید کرد. 

این در حالی است که گمان می رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟ 

  

لنگرهای کشتی هم کشف شد! 

بر بلندیهای تپه های اطراف محل کشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند که در بالای هر کدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. این اجسام مثلثی شکل سنگی و نیمه صیقلی، شبیه به لنگرهای کشتی های باستانی بودند که «دراگ» نامیده می شدند. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی دانیم ولی حدس هایی در این زمینه وجود دارد. 

keshti_langar.jpg
ران ويت و همكارانش در كنار سنگ لنگر يافت شده

کشف شش وزنه یا لنگر کشتی، هر یک مجهز به سوراخی در بالای آن، حدس باستان شناسان را به یقین تبدیل کرد. این وزنه ها در فواصل متفاوت، ظاهراً به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب شده بودند. 

اندازه کشتی نوح در کتاب مقدس ۳۰۰ ذراع یاد شده است.. واحد ذراع در مصر قدیم در زمان حضرت موسی(ع) برابر با ۵۲.۷ سانتی متر بوده است. با محاسبه این رقم، عدد ۱۵۸.۴۶ متر بدست می آید. 

طول کشتی مورد کاوش توسط دو تیم مختلف در دو زمان اندازه گیری شد. رقم بدست آمده دقیقاً ۱۵۸.۴۶ متر را نشان می داد. این محاسبات، محققان را در ادامه کاوشها مصمم تر کرد… 

  

کتیبه ای که ادعای دانشمندان را اثبات کرد 

روایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به کشتی بازگشت و این بدان معنی بود که خشکی در آن نزدیکیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزدیک است. [در کتاب مقدس که گویا این روایت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا یک کلاغ را می فرستد که از فرستادن کلاغ نتیجه ای نمی گیرد و بعد از آن کبوتری را می فرستد- انصاف] 

درست در دو کیلومتری شرق محلی که کشتی هم اکنون قرار دارد، دهکده ای وجود دارد که «کارگاکونماز» نامیده شده است. نام این دهکده ترکی را چنین ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف می کند نه باز می گردد.» [چارلز برلیتز در کتاب "کشتی گمشده نوح" (ترجمه احمد اسلاملو) نام این محل را "جایی که کلاغ نمی نشیند" ترجمه کرده است- انصاف] 

محل کنونی کشتی در دل کوههای آرارات از گذشته های دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در کتاب "کشتی گمشده نوح" آمده نام این منطقه به «تمانین» (Temanin) معروف است که به معنی «هشت» است. شیخ صدوق در کتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که "نوح در همان محلی که کشتی به زمین نشست قریه ای بنا کرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت." همانطور که می بینیم بین کلمات «ثمانین» (هشتاد) و «تمانین» (هشت) از نظر شکل و معنی شباهت زیادی وجود دارد- انصاف] 

در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد. کتیبه ای که حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهکی، در سمت چپ، تصویر رشته کوههایی دیده می شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است… در بالای سنگ کتیبه، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. [کتاب مقدس، سرنشینان کشتی نوح را هشت نفر ذکر کرده است. در روایات شیعه نیز تعداد هشت نفر و هشتاد نفر، هر دو نقل شده است- انصاف] در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد. 

 
keshti_katibe.jpg
کتیبه یافت شده منتسب به حضرت نوح (ع) 

پیامبر اسلام فرمود: « هنگامی که خداوند اراده کرد قوم حضرت نوح را هلاک کند، به نوح فرمان داد کشتی بزرگی بسازد. جبرئیل نیز با میخ‌هایی برای ساختن کشتی فرود آمد. در میان انبوه میخ‌ها پنج میخ ویژه بود که درخشش خاصی داشت و بر روی هر یک نام یکی از پنج نور مقدس محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین نقش بسته بود. 

حضرت نوح هر کدام را بر می داشت، میخ همچون ستاره‌ای در تاریکی شب می درخشید. هنگامی که میخ پنجم را برداشت، پس از درخششی، اشکی از آن جاری شد.
نوح از جبرئیل پرسید: « این میخ و اشک چیست؟»
جبرئیل در پاسخ گفت: « این میخ حسین بن علی است.»
حضرت نوح نیز هر یک را در یک طرف از کشتی کوبید. 

پیامبر فرمود: « در آیه « و حملنا علی ذات الواح و دسر » منظور از « الواح » چوب‌های کشتی و منظور از « دسر » ما هستیم. اگر ما نبودیم کشتی حرکت نمی کرد.» 

منابع:
بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۳۲۲، حدیث ۱۴- امان الاخطار، ص ۱۰۷ و ۱۰۸ 
 
 
 
گزارش‌ باستان‌شناسی‌ شوروی‌ درباره کشتی‌ نوح 

بر اثر این‌ اکتشاف‌، ادارة‌ کلّ باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ برای‌ تحقیق‌ از چگونگی‌ این‌ لوح‌ و خواندن‌ آن‌، هیئتی‌ مرکّب‌ از هفت‌ نفر از مهمترین‌ باستان‌ شناسان‌ و اساتید خط‌ شناس‌ و زبان‌ دان‌ روسی‌ و چینی‌ را مأمور تحقیق‌ و بررسی‌ نموده‌ که‌ نام‌ آنها بدین‌ گونه‌ است‌: 

۱ ـ پرفسور سولی‌ نوف‌، استاد زبان‌های‌ قدیمی‌ و باستانی‌ در دانشکدة‌ مسکو. 

۲ ـ ایفاهان‌ خینو، دانشمند و استاد زبان‌شناس‌ در دانشکدة‌ لولوهان‌ چین‌. 

۳ ـ میشانن‌ لوفارنک‌، مدیر کلّ آثار باستانی‌ شوروی‌. 

۴ ـ تانمول‌ گورف‌، استاد لغات‌ در دانشکده‌ کیفزو. 

۵ ـ پرفسور دی‌ راکن‌ استاد باستان‌ شناس‌ در آکادمی‌ علوم‌ لنین‌. 

۶ ـ ایم‌ احمد کولا، مدیر تحقیقات‌ و اکتشافات‌ عمومی‌ شوروی‌. 

۷ ـ میچر کولتوف‌، رئیس‌ دانشکدة‌ استالین‌. 

 
keshti_panj_tan.gif
کتیبه ای که نام پنج تن اهل بیت بر آن نقش شده


این‌ هیئت‌ پس‌ از ۸ ماه‌ تحقیق‌ و مطالعه‌ و مقایسة‌ حروف‌ آن‌ با نمونة‌ سائر خطوط‌ و کلمات‌ قدیم‌ متّفقاً گزارش‌ زیر را در اختیار باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ گذاشت‌: 

۱ ـ این‌ لوح‌ مخطوط‌ چوبی‌ از جنس‌ همان‌ پاره‌ تخته‌های‌ مربوط‌ به‌ کاوش‌های‌ قبلی‌، و کُلاًّ متعلّق‌ به‌ کشتی‌ نوح‌ بوده‌ است‌؛ منتهی‌ لوح‌ مزبور مثل‌ سائر تخته‌ها آنقدرها پوسیده‌ نشده‌، و طوری‌ سالم‌ مانده‌ که‌ خواندن‌ خطهای‌ آن‌ به‌ آسانی‌ امکان‌ پذیر می‌باشد. 

۲ ـ حروف‌ و کلمات‌ این‌ عبارات‌ به‌ لغت‌ سامانی‌ یا سامی‌ است‌ که‌ در حقیقت‌ اُمّ اللغات‌ (ریشة‌ لغات‌) و به‌ سام‌ بن‌ نوح‌ منسوب‌ می‌باشد. 

۳ ـ معنای‌ این‌ حروف‌ و کلمات‌ بدین‌ شرح‌ است‌: 

توسّل‌ حضرت‌ نوح‌ به‌ پنج‌ تن‌ علیهم‌ السّلام‌ و أسامی‌ آنها بر کشتی‌  

 «ای‌ خدای‌ من‌! و ای‌ یاور من‌! 

 به‌ رحمت‌ و کرمت‌ مرا یاری‌ نما! 

 و به‌ پاس‌ خاطر این‌ نفوس‌ مقدّسه‌: 

 مُحمّد  

 إیلیا (علیّ) 

 شَبَر (حَسَن‌) 

 شُبَیْر (حُسَین‌) 

 فاطِمَه‌ 

 آنان‌ که‌ همه‌ بزرگان‌ و گرامی‌اند 

 جهان‌ به‌ برکت‌ آنها برپاست‌. 

 به‌ احترام‌ نام‌ آنها مرا یاری‌ کن‌! 

 تنها توئی‌ که‌ میتوانی‌ مرا به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ کنی‌!» 

بعداً دانشمند انگلیسی‌: این‌ ایف‌ ماکس‌، استاد زبان‌های‌ باستانی‌ در دانشگاه‌ منچستر، ترجمة‌ روسی‌ این‌ کلمات‌ را به‌ زبان‌ انگلیسی‌ برگردانید، و عیناً در این‌ مجلّه‌ها و روزنامه‌ها نقل‌ و منتشر گردیده‌ است‌:
|+| نوشته شده توسط س.م . ت در پنجشنبه سوم تیر 1389  |
 
 

جدیدترین قالبهای بلاگفا


بالا